خرید بک لینک

بیا که یلدانزدیک است!
روز به کوتاهی و شب به درازا میکشد
وتو نیستی
من قول آمدنت را به یلدا داده ام
آنجا کنار دانه های کبود انار چشم به راه تو نشسته ام
بیا آرام تر از همیشه بیا

تا صبح اولین روز زمستان
که درازای شبش پیداست
برایت حرف دارم
از نبودن هایت از دلتنگی هایم
از دستان سردم که سرد ماند و دست کسی را جز تو طلب نکرد
از باران و هوای طوفانی که آغوش تو را می خواست

و چتر بودنت روی سرم را
بیا که یلدا نزدیک است
بیا

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 25 دی 1397 ساعت: 1:53

صفحه بندی